جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

538

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

روم آن روز هم بدهكار بودند و فقط اقليتى بستانكار به‌حساب مىآمدند ، و در واقع زمينه كاملًا آماده بود كه گروهى قليل ، اكثريت مردم را به‌بردگى بكشانند ! . . . و در نتيجهء آن ، انقلابيون توانستند حق قانونگذارى و مساوات در حقوق و وظايف را به‌دست بياورند . « و در وسط اين پيكار گرم ، جملاتى به‌گوش خورد كه به‌زودى سرلوحهء اعلاميه حقوق بشر قرار گرفت . در آن هنگام كه كانليوس خواستار قانونى گرديد كه ازدواج بين دو طبقه را قانونى و آزاد سازد « 1 » ، به آنهايى كه با وى مخالفت مىكردند ، با فرياد گفت : « آيا توهينى بالاتر و بزرگتر از اين مىتوان يافت كه قسمتى از شهر ، لايق زناشويى به‌حساب نيايد و گويا كه آن قسمت ، نقطه نجس و ناپاكى است ؟ ! . . . و بنابراين چرا در قانون نمىآوريد كه افراد ملت حق ندارند به اشراف نزديك شوند و در كنارشان باشند و از آن راهى كه آنها رفته‌اند ، راه بروند و بر سر غذايى كه آنان نشسته‌اند بنشينند و از آن بلندى بالا بروند كه آنان رفته‌اند ؟ ! » . و سپس هنگامى كه درخواست انتخاب كنسولى از ميان تودهء مردم

--> ( 1 ) . الواح دوازده‌گانه تساوى عمومى را در مقابل قانون اعلام كرده بود ، ولى زناشويى خواص با عوام را جائز نمىشمرد ، زيرا اين يكى از مراسم مذهبى ! محسوب مىشد كه توده مردم حق شركت در آن نداشتند ! اما در نتيجه پافشارى كانليوس ( suselunaC ) عوام اجازه يافتند كه با خواص كفو باشند و مزاوجت كنند ! م